The Lord of The Stories |
قورباغگان از نداشتن کسی که حکومت بر آنها بکند خسته شدند و هیاتی پیش زئوس فرستادند و پادشاهی خواستند. او دریافت که آنها چقدر ساده هستند. بنابراین ... کنده ای از چوب را به درون برکه انداخت. برای لحظه ای آنها به سبب ترشح آب چنان وحشت زده شده بودند و شناکنان به ته آب آمدند، و در پایان چنان مغرور گشتند که بالا پریدند و بر بالای کنده ی چوب نشستند. پس فکر کردند که اگر چنین چیزی بر آنها حکومت کند مایه ی بی حرمتی آنهاست، باز شکایت پیش زئوس بردند و از نو پادشاهی خواستند و گفتند: این یکی سخت آسان گیر و ملایم است. زئوس که از دست آنها صبرش تمام شده بود یک مار آبی برای آنها فرستاد که هرچه می توانست از آنها گرفت و همه را از هم درید.
ازوپ، افسانه سرای یونانی در قرن ششم پیش از میلاد می زیست. برخی معتقدند که او برده بوده و برخی نیز او و لقمان حکیم را یک شخص می پندارند. اینها اهمیت چندانی ندارند. مهم این است که نامش از قرن ششم قبل میلاد تاکنون ماندگاری خود را حفظ کرده است.
پیشنهاد می کنم کتاب "افسانه های ازوپ" را تهیه و مطالعه کنید.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|